خبرنگاری که به داشتن ادعا معروف است


"تو اصلا عددی نیستی که من بخواهم با 13 سابقه کار از روی خبر تو خبر بردارم"
"من بمیرم از روی (اعتماد) خبری رو برنمی دارم و اصلا تو با این سن و سالت در این حد نیستی"
"جناب سرهنگ،شمایی که اومدین نشست برگزار کردین که به من خبرهایی که "اعتماد" طی دیروز و امروز کار کرده را بدهید اصلا در شان من نیست در نشست شما بمانم و من اینجا رو ترک می کنم"
"بچه جون که سر جمع اندازه یک پنجم من هم سابقه نداری ،به جای اینکه لبخند بزنی که همه فکر کنن من دیوانه ام،یاد بگیر دیگه تو کار بزرگ ترت فضولی نکنی"
این جمله ها راخبرنگار حوادث یکی از روزنامه های پر تیراژ در حالی در نشست خبری صبح امروز در نیروی انتظامی بهارستان به من می گفت که با صدای بسیار بلندوبا چهره ای بر افروخته ادا می کرد.طوری که جانشین فرمانده انتظامی غرب تهران،و معاون عملیاتش چندین بار با اشاره مرا به سکوت دعوت کردند و خواستند با او بحث نکنم.او می گفت چرا خبر قتلی که امروز فرمانده انتظامی می خواهد بدهد را تو دیروز داشته ای در روزنامه پنج شنبه کار کرده ای،و چرا خبر کشف 15 کیلوگرم شیشه را چهارشنبه در اعتماد کار کرده ای.هر کاری کردم نتوانستم او را متوجه کنم که اگر خبرنگاری بتواند روابطش را آنقدری قوت ببخشد که خبر را زودتر از رسانه های دیگر از منبع خبر بگیرد اتفاق خوبی است موفق نشدم.زیرا او جلوی همه خبرنگاران رسانه های کشور به اضافه منابع خبر داد می زد و در شان من نبود صدایم را در چنین موقعیتی بالا ببرم.او در آخر کیف صورتی خود را برداشت و گفت نشست را ترک می کند و سی ثانیه بعد برگشت و گفت به احترام جناب سرهنگ عبدالمالکی می مانم!
1:خانم م.م ؛از آنجایی که پیش از این در هیچ برنامه ای شما را ندیده و نمی شناختم،از زمانی که از نشست خارج شده ام تا الان با 5 خبرنگار و 4 دبیر(در حوزه حوادث) در مورد شما صحبت کرده ام تا بلکه بتوانم شخصیت شما رو بشناسم،متاسفانه در این زمان حرف هایی راجع به شما و سبقه کاریتان از همه این دوستان شنیدم که شخصا از اینکه صبح امروز تصمیم داشتم شما رو قانع و متوجه اشتباه تان کنم عذرخواهم.تلاشی بس بیهوده بوده است...
2:بعد از نشست تا الان 3 نفر از خبرنگارانی که در نشست بودند و 2 نفر از منابع خبر با من تماس گرفته اند و از اینکه تا این حد صبوری داشته ام و توانسته ام در جواب توهین های شما احترام نشست را رعایت کنم از من تشکر کرده اند.البته این فقط وظیفه من بود و شخصا موظف بودم نه فقط آبروی خودم،بلکه آبروی "اعتماد" و در اشل بزرگ تر آبروی خبرنگاران را حفظ کنم،که بر سر دو خبر در محضر مقامات انتظامی با شما به جدل نپردازم،اما فکر می کنم از کوره در رفتن بیش از حدتان (اگر چه بار اول تان نبود)اما این بار برای شما بسیار سخت تمام خواهد شد،زیرا این بار خنجر را برای کسی از رو بستید که در کمال آرامش به همه اهدافش می رسد و اهل داد و بیداد نیست.نمونه اش این است که با حرف هایی که به اطلاع رسانی نیروی انتظامی اسلامشهر زدید او هرگز حاضر نیست به شما خبری بدهد و شرایط را بیش از پیش برای خود سخت تر کردید.
*امیدوارم خدا به شما آرامش ،عزت نفس و اندکی حیا اعطا کند.آمین

/ 6 نظر / 19 بازدید
مرد لر

با سلام خانم نوبری خیلی وقته خاموش مطالبت رو رصد می کنم . راستی چرا نام نویسنده مطلب ستون وبلاگت رو ذکر نکرده ای ؟ خانم خبرنگار خوب مگه این نیست که ذکر منبع اولین وظیفه اخلاقی یک پیام رسان و یا بهتر بگم پیامبر است!

سایت ساز

با سلام، آیا می خواهید دارای سایت مستقل و حرفه ای شوید؟ آیا می خواهید زحماتی که برای وبلاگ خود می کشید از بین نرود و به نفع صاحبان سایت های ایجاد وبلاگ نشود و برای خودتان بماند؟ آیا می خواهید از دنیای مبتدی وبلاگ خارج شده و به دنیای حرفه ای سایت واردشوید و با گسترش سایتتان از آن کسب درآمد کنید؟ آیا می خواهید بدون داشتن دانش برنامه نویسی و دانش راه اندازی هاست وارد دنیای حرفه ای سایت شود؟ آیا می خواهید با کمترین هزینه ممکن دارای یک هاست یک دامنه رایگان و قالب حرفه ای و مدرن سایت شوید؟ آیا قیمت های سرسام آور سایت های ایجاد هاست از ورود شما به دنیای حرفه ای سایت جلوگیری کرده است؟ آیا می خواهید فقط با قیمت 7000 تومان همه امکانات بالا را یک جا دریافت نمایید؟ آیا میدانید که این امکانات نیاز به تمدید ماهانه یا سالانه ندارند و شما فقط با یک بار خرید ، سایت را برای همیشه از آن خود می کنید؟ آیا میدانید تمام کار های راه اندازی سایت ازجمله راه اندازی هاست و نصب مدیریت محتوای جوملا و قالب های آن توسط شرکت سایت ساز انجام می گیرد وشما فقط سایت خود را طراحی ومدیریت می کنید؟ برای دریافت سایت و کسب اطلاعات بیشتر، به ما مراجع

mahdi

یه جایی خوندم : "اولش که به دنیا میایی چنان پاک و ساده‌ای که هرکسی و هرچیزی رو مثل خودت میدونی. کم کم که بزرگ میشی و می بینی رفیقت پاک کن‌ات رو کش میره، معلم به بقل دستی‌ات نمره بیشتری میده، ناظم مدرسه‌ات الکی بهت گیر میده، استاد دانشگاه هوای "یه عده از دانشجویان لطیف" رو بیشتر داره، رئیست به همکارت اضافه کاری بیشتری میده و .... میفهمی که آدما در عین ظاهر تر و تمیز، صورت آرایش کرده و یا ظاهری مذهبی، حرفهای قلنبه سلمبه، داشتن n تا زیر دست، داشتن چندین سال سن و سابقه و .... میتونن حصود، آب زیرکاه، دو دره‌باز، دروغگو، خائن، زیرآب زن، بد دهن و...باشن." آره این جوریاست...منم امیدوارم خدا ما را پول دار کنه که این بندگان مهربون و دوست داشتنی که لطفشون کم و بیش، ممکنه شامل حالمون بشه رو به یه تور دور دنیا بفرستیم که شاید مدتی از دستشون راحت باشیم...راستی فرناز عزیز می دونی طولانی ترین تور کجاست؟؟

کیارش

مدعی کم نیست خانم نوبری ،همین مدعیان اند که پدر مارا درآورده اند ،بزرگ انگارانِ کوچک قد ! کوتوله های بی مغز و بی محتوی ،منشِ بزرگان در قِبَلِ اینگونه افراد همواره سکوت بوده ،از گذشته هم گفته اند که جواب ابلهان خاموشی ست ! و اگر اشتباه نکرده باشم مطلب کناره ی سمت چپ وبلاگ یا همان قسمتِ درباره ی ... از خانم " اوریانا فالاچی" باید باشد که باز اگه اشتبا نکنم تو مقدمه ی کتاب مصاحبه با تاریخ اش آورده شده

تبادل لینک

سلام خداييش وبلاگ خوبي داري بیا به سایتم تا با هم تبادل لینک کنیم سایتم فقط برای تبادل لینک ساخته شده منتظرتم.حتما بیا http://mihandic.ir

mahdi

درسته دوست عزیزم، بی انصافی که زیبایی‌ها و خوبی‌ها، صداقت و پاکی های دنیا رو که خدایش، کم هم نیستند رو ندید... منظورم از سوال این بود که جایی(توری) می شناسید که بیشتر از تور دور دنیا طول بکشه(و نیز از روی خلاقیت اینجانب و ارزیابی اطلاعات عمومی شما بود که این سوال طرح شد [چشمک] )