باز هم غرش این زمین لعنتی...

در خانه نشسته ایم و یکی مان چای مینوشد و آن یکی مان قهوه
خانه های آنها یهو می لرزد و هر قطعه از خانه از قطعه های دیگر جدا می شود و باران آوار بر سرشان می ریزد
و ما هنوز داریم چای و قهوه مان را می نوشیم
اولین آمبولانس ها و گروه های امدادو نجات هلال احمر وارد مناطق زلزله زده می شود
ما به این فکر می کنیم حالا که فردا تعطیلیم بهتر است یک فیلمی انتخاب کنیم و ببینیم
اجساد را دانه به دانه از لای سنگ و آهن و گل بیرون می کشند
ما هنوز مشغول انتخاب فیلم هستیم
خاک بر سر می ریزند و جیغ می کشند،مادرم،فرزندم،همسرم...
حالا دیگر سگ های زنده یاب هم در محل آورده اند
فیلم را در دستگاه پخش قرار داده ایم و حالا به دنبال تنقلات می گردیم!
هیچ نوری در شهر نیست و تمام اتصالات برقی در خانه ها از بین رفته اند و بچه  و مادر ناله کنان به دنبال هم می گردند و در آن تاریکی به هیچ نتیجه ای نمی رسند
تنقلات یافت شد .می نشینیم و دگمه "پلی " را می فشاریم
16 پس لرزه با بی رحمی تمام هر لحظه شهر را می لرزاند و کودکی که به دنبال مادر بود را بر زمین می اندازد.
صدای ناله مادرش را می شنود.همه جا تاریک است.نزدیک می شود. زمین هنوز می غرد و می جنبد و تمام توان خود را به کار گرفته کودک را بیشتر از این بترساند.
یک دوست پیدا می شود و خبر این فاجعه را می دهد.تنت می لرزد و بدون اینکه فیلم را استپ کنی سایت ها را یک به یک چک می کنیو  هر چه بیشتر جست و جو می کنی بیشتر یخ می کنی...

پ.ن1:شهرستان "زهان" در خراسان جنوبی هم به سرنوشت 4 ماه پیش آذربایجان دچار شدند و مردمش لحظه به لحظه کمتر می شوند .اولین خبر ساعت 9 بر روی سایت ها آمده و حاکی از آن است که این زمین لرزه که قدرتش 5.3 ریشتر بوده هیچ تلفاتی نداشته.لحظه به لحظه شمار تلفات در سایت های مختلف بیشتر شد و در دو دقیقه گذشته خبرگزاری مهر نوشت:زمین لرزه زهان طبق آخرین آمار 8 کشته و 12 زخمی به همراه داشته است این درحالی است که ساکنان 15 روستای زلزله زده همچنان از ترس زلزله در خارج از منازل مسکونی حضور دارند.
پ.ن2:مسئولان استان نوشتند مهم ترین مشکل مردم شهرستان زهان و زیرکوه سرمای بیش از حد است و مردم با روشن کردن آتش سعی در گرم کرد خود دارند....
پ.ن2:غلط غلوطای تایپی و نگارشی و همه چی این مطلب رو به بزرگی خودتون ببخشید.به شدت حال دگرگونی دارم.خدایا.هدفت از این کارت چی بود این وقت شب آخه؟
http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1759293

/ 7 نظر / 6 بازدید
کیانوش

... این زمین لعنتی ول کن ما نیست اخبار امروز یکی پس از دیگری فشرده تر می کنند بغض گلو را ..

بیقرار مادر

زندگی دفتری از خاطره هاست یک نفر در شب کم، یک نفر در دل خاک یک نفر همدم خوشبختی هاست یک نفر همسفر سختی هاست چشم تا باز کنیم عمرمان میگذرد ما همه همسفریم

ام جي

اول: شروع طوفاني داشتي. تركيب عالي. حس متفاوت و تلخي داشتم. ياد اين شعر افتادم : ما كجاييم در اين بحر تفكر، تو كجايي دوم: پايان بندي مطلب رو حضوراً دربارش ميحرفيم. فكر كنم سكته داشت. سوم: يادته؟ ميگفت يه روز يه مرده ميره سركار. . . . . . عصر كه برميگرده ميبينه همه خونوادش رفتن زير خاك ...

سينا قنبرپور

سلام برخانم استادنوبري خيلي مهم است كه نقش هايمان را به درستي بفهميم. وقتي خبرنگاريم بايد به درستي خبرنگار باشيم. وقتي شهروند يك شهريم به درستي شهروند باشيم. وقتي يك دوستيم به درستي يك دوست باشيم. اما مهمتر اينكه چهارشنبه شب براي من و شما چه نقشي متصور بوديم. بايد ببينيم در مواقع مختلف مشخصا چه كاري از دستمان برمي‌آيد. اگر كاري از دستمان در ماجرايي برنمي‌آيد بي‌خود خودمان را به در و ديوار نزنيم.

ردپای این روزها

من هم گاهی به هم زمانی اتفاق ها فکر می کنم و گاهی خودم را نکوهش که نگاه کن درست لحظه ای که غرق در دغدغه هایت بودی یکی، جایی، وقتی ... نمی دانم. همیشه در این لحظات محکم به در بسته و بلندی می خورم که رویش نوشته حکمت خداست!!!!

سمیه

فقط میگم اشک تو چشام جمع شد

موسوی

تشکر بخاطر مطلب زیبا تون. من رفتم منطقه رو از نزدیک دیدم واقعا لحظه سختی بود .ممنون