چای مخفیانه در محل کار

من نمی دونم محل کار همه همینجوریه یا فقط اینجا اینطوریه که هم زمان با چای ریختن یه نفر،به طور خودجوش یهو همه هوس چای می کنن؟
در راستای این داستان که به محض اینکه با لیوانم از جام بلند میشم حداقل سه تا لیوان میاد تو صورتم که یعنی این ها رو هم ببر؛ تصمیم گرفتم از این به بعد لیوانم رو زیر مانتویی چیزی قایم کنم و سینه خیز تا آشپزخونه برم که کسی نبینه.والا به قران.بعد سه ساعت یه چایی می خوایم بخوریم رسما یه سینی چایی میفته گردنمون.

/ 8 نظر / 16 بازدید
حمید

وبلاگ جالبی دارید. موفق باشید

مرتضی

واه واه واه چقدر بعضی ها تنبل هستند!!!! خب مگه چی میشه یه چند تا چائی برای دوستانتون هم بیاورید!!!!!![چشمک][گل] (مزاح کردم.امیدوارم که دلگیر نشوید)

پریسا

ممنونم ازت . اما بازم منتظرم[قلب]

پریسا

عیدتون مبارک باشه ایشالا ، تنتون سالم باشه ایشالا ، سایهٔ پدر مادرتون بالا سرتون باشه ایشالا و خدا رفتگانتون رو بیامرزه ♥ ایشالا که امروز بهترین روز زندگیتون باشه ♥[قلب]

مصطفی

واقعا عادت بدیه..عین آدامس خوردنه..تا یه آدامس از تو جیبت درمیاری بقیه یه طوری نگات میکنن انگار داری ..... حالا هر وقت چایی خواستی بخوری منو یادت نره....[خنده][لبخند]

پریسا

دآیا می دانستید که سایت من به روز ترین سایت ایران است[لبخند]. بازم سر زدم بدو بیا

مرد لر

سلام ساعت کامنت ت جالب بود تو خواب نداری مگه؟ خواهش می کنم زیباپسندی باعث این انتخاب شد .منم امیدوارم مانا باشی و نویسا

علاوه بر چای، این روزها خیلی چیزها مخفیانه شده زندگی ها بوسه ها آغوش ها نگاه ها و ...