آفتاب های همیشه

سردبیری که در قلب تحریریه اش حضور دارد
نویسنده : فرناز نوبری - ساعت ۱٢:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۳٠
 

سردبیر هیچ کدوم از روزنامه هایی که می شناسم از لحاظ حضور داشتن در تحریریه مثل جواد دلیری سردبیر روزنامه اعتماد عمل نمی کنن و به تجربه کم من شاید یکی از علل موفقیت امروز او هم همین باشد.
به جرات می تونم بگم جواد دلیری .... تنها سردبیر و و یا حداقل یکی از آن چند تا سردبیری است که برای کاری که با بچه ها دارد در بیشتر موارد خودش بلند می شود و سراغ آن شخص می رود.چند وقت پیش یکی از بچه های روزنامه های صبح ایران را دیدم که دستش شکسته بود.برایم تعریف کرد که سه هفته پس از شکستن دستش،وقتی برای مراجعه به بیمارستان و باز کردن گچ دستش به اتاق سردبیرشان رفته بود،سردبیرش تازه متوجه گچ گرفتگی دست او شده بود.این یعنی اینکه آن سردبیر در سه هفته اخیر حتی به اندازه قدم زدن هم وارد تحریریه نشده و بچه هایش را از نزدیک ندیده است.سردبیر آنها فقط دبیرها را در جلسه شورای تیتر دیده و هر وقت خبرنگاری با او کار دارد باید به اتاقش برود.در روزنامه های دیگری هم که خبر از اوضاع داخلش دارم می گویند همین وضع حاکم است.یعنی سردبیرشان را وقتی می بینند که دارد از اتاقش خارج و یا داخل می شود. سردبیر های روزنامه های دیگر حتی در راهرو تردد هم نمی کنند که بچه ها را ببینند .ظهر می آیند و شب می روند.
اما از وضع اعتماد اگر بخواهم بگویم می توانم قسم بخورم جواد دلیری حتی پرینت خبرهایش را هم خودش می آید و از روی پرینتر بر می دارد و این اتفاق را من هر روز چند بار می بینم.اینکه امروز نوشتن این مطلب به ذهنم رسید این است که امروز حتی او را در آشپزخانه و در حین شستن لیوانش دیدم.حتی به شوخی به دوستانم گفتم شما لیوان خودتان را اینجا چند بار خودتان شسته اید؟
شاید در هر تحریریه ای که نشسته اید و این مطلب را می خوانید فکر کنید دارم از سردبیر خودمان تعریف می کنم و شاید جاهایی کم یا زیاد می گویم،ولی برای  اطمینان به همه حرف هایم می توانید از همه کسانی که در اعتماد هستند بخواهید در مورد صحت و سقم این گفته ها برایتان بگویند.
او آنقدر در میان بچه هایش است که وقتی کسی وارد تحریریه می شود و او را نمی شناسد متوجه نمی شود او سردبیر است و دنبال کسی می گردد که پشت میز بزرگ ریاستش نشسته باشد!
جواد دلیری شاید تنها سردبیری است که هر روز (بدون بزرگنمایی و واقعا هر روز) حداقل یک بار (و بیشتر روزها چند بار)به تحریریه می آید و با هر سرویس حداقل یک بار شوخی و احوالپرسی می کند.کاری که به واقع خستگی را از تن همه بچه ها در می آورد.شکستن دست که هیچ،امکان ندارد جواد دلیری حتی از سرما خوردگی بچه های تحریریه اش باخبر نشود.چون هر روز می بیندشان،هر روز با آنها صحبت می کند و دقیقا مثل بقیه اعضای تحریریه در راهرو ها راه می رود و  به کارهایش می رسد.سردبیر ما در بین خود بچه ها است و از عمق اتفاقات تحریریه اش با خبر است...