آفتاب های همیشه

اوباما جان؛از ما یاد بگیر...
نویسنده : فرناز نوبری - ساعت ٢:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/٢٦
 


اوبامای عزیز...
حالا یه آدم روانی زده چند بچه را در یک ایالتی در کشورت کشته،که مادر و پدر خودش را هم کشته و هیچ کاری از دست کسی بر نمیامده چون مسلح بوده است.آمدی گریه کردی و این همه اظهار تاسف و ناراحتی؟رییس پلیس و مسولای مختلف آمدند در این باره توضیح دادند و همه به تکاپو افتادند و صحبت هایی از تغییر اداره مملکت.در صورتی که هیچ کس در هیچ جا هیچ قصوری نکرده و کوتاهی متوجه هیچ مسئولی نیست.
اوباما جان...ما را ببین.تو باید از ما یاد بگیری. اتوبوس اتوبوس فرزندانمان را به اسم اردوی راهیان نور به دره می اندازیم،بچه های دبستانی مان را هر چند سال یک بار حتما زنده زنده در آتش می سوزانیم و به جای فرزند به والدین شان ذغال تحویل می دهیم.بعضی از دخترها را نیز به حدی صورت و سینه شان را می سوزانیم که با هزار جراحی پلاستیک و میلیونها هزینه در خارج و داخل کشور به حالت اول باز نگردد و حق یک ازدواج خوب و داشتن صورت سالم را از آنها می گیریم.این کارها را می کنیم و عین خیالمان نیست اوباما...
ببین...از ما یاد بگیر.در جواب شیون های مادری که بالای سر جنازه دخترش که در یکی از دره های جاده بروجن جان خود را ازدست داد معاون وزیر مان می آید و می گوید:حادثه است پیش می آید.
در جواب چهره مات و مبهوت پدری که هنوز هم جنازه دخترش را درک نکرده.جنازه ای  که بر اثر سوختگی هر تکه اش یه رنگی شده است  و ریه اش کامل در آتش سوخته،وزیر آموزش و پرورش مان سینه سپر می کند که:" من تا قیامت از هر اتفاقی که برای مدارس پیش بیاید معذرت می خواهم"
ببین اوباما...تمام بدنم به رعشه می افتد وقتی صدای مروارید را می شنوم که با صدایی که بین بچگی و بلوغ گیر کرده می گوید:صورتم می سوزه،نمی تونم حرف بزنم،مغرم تیر کشید وقتی بهم گفت:"خاله ام نمی گذارد خودم را در آینه ببینم،می خواهم بدانم چه شکلی شده است".خاله ات حق دارد عزیزکم،آخر خاله ات می داند در آینه ای که تو جلوی صورت بگیری چه خبر است...روان شدن اشک ها بر روی گونه هایم اجازه ادامه مصاحبه را به من نمی دهند با پدر مژگان وقتی می گوید :"در اربیل عراق کارگری می کنم به عشق این دختر و مادرش ولی صبح زود زنگ زدند گفتند،چه نشسته ای که تمام بدن  دختر دسته گلت سوخته است".ولی این ما مردم عادی هستیم که باید اشک بریزیم و غصه فرزندان مان را بخوریم،نه مسئولان مان.مسئولان ما خودروهای شان 16 ایربگ دارد و خودروی شان هم که واژگون شود هیچ اتفاقی برایشان نمی افتاد.شما هم مسئول هستی و نباید از این اتفاقات ناراحت باشی.تو به عنوان مسئول فقط و فقط باید به فکر خود و خانواده ات باشی...
اوبامای عزیز...چرا تو هم مثل ما نمی کنی،چرا با دادن وعده های سنگین و اصولی از مردمت دلجویی می کنی،چرا اشک می ریزی،وزیر ما را ببین...چهره خندانش درست 10 روز پس از سوختن 26 دختر بچه که صورت همه شان بدون استثنا سوخته است روی جلد مجله ها رفته است.
اوباما جان...از ما یاد بگیر....نه ناراحت باش،نه اشک بریز و نه امنیت ایالت کانکتیکات را صد برابر کن.
مثل مسئولان ما که باشی،تو هم می توانی بعد از جزغاله شدن 26 دختر 9 ساله بخندی،تو هم می توانی اتوبوس پشت اتوبوس بچه  بفرستی ته دره  و شب سر راحت بر بالین بر زمین بگذاری...
اوباما اگر می خواهی راحت زندگی کنی و از دیدن تن و بدن لرزان مادرانی که می خواهند بچه شان را به همان مدرسه بفرستند تنت نلرزد،تو هم مثل ما باش...