آفتاب های همیشه

خبرنگار واقعی را تعریف کنید!
نویسنده : فرناز نوبری - ساعت ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/۱٧
 

روز خبرنگار،نه هر خبرنگاری!

روز ماهایی که سخت ترین ، شیرین ترین و کم درامد ترین شغل ممکن رو داریم مبارک(در ایران البته)
روز ماهایی که تا عینه چسب سیریش نچسبیم و صد بار نریم و نیایم هیچ مسئولی جواب سوالامون رو نمیده مبارک(تازه آخرم که جواب می دن با کلی ناز و ... استغفرولله)
روز ماهایی تا همه رو به جد و آباد و بچه و نوادگانش قسم ندیم حاضر به صحبت کردن باهامون نمی شن مبارک
روز ماهایی که تا اسممون میاد همه از ترسمون یا جلسه دارن یا ماموریت هستن،فقط برای اینکه باهامون صحبت نکنن مبارک
روز همه ماهایی که وقتی در رو تو صورتمون می بندن،(رسما تو صورتمون می بندنا،بستن که میگم.اگه از در بسته رد شدی خبرنگاری) از دیوار می ریم تو مبارک
در آخر سوگند می خوریم به سرانجام این کار.سوگند به آن لحظه که این کارهارا انجام می دهی و برای گرفتن حقت،حقی که از شیر مادر حلال تر است باید چون اسب تازی بدوی تا به آن برسی.
قسم به آن لحظه ای که برای نوشتن این سوال و جواب هایی که ساعت ها برایش چک و چانه زدی دبیرت کلا نصف تایمی که لازم داری به تو زمان می دهد
قسم به آن لحظه ای که همه مطلبت را می نویسی و قبل از سیو کردن کامپیوترت هنگ می کند و مجبور به نگارش دوباره می شوی :(
و قسم به لحظه ای که ایمیل خود را به پزشک این مملکت می دهی تا عکسش را برایت بفرستد ولی او می پرسد:این جایی که گفتین کجاس من عکسم رو پیک کنم؟تو تهرانه دیگه؟ !!!!
و یا قسم به آن فردی که وقتی به شماره موبایل یک مقام مسئول زنگ زدم، نیم ساعت حرف زد و پاسخ همه سوالاتم را داد و در آخر که اسم کاملش را خواستم گفت من یکی از مردم عادی هستم.اسمم را نزنید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
و قسم به آن لحظه ای که پس از این همه دویدن باید بارکش دو شاخ بزرگ هم روی سرت باشی
پی نوشت:رسما اعتقاد دارم به شغلی که سختی هایش هم شیرین باشد،راحتی کار که همه جا خوب است و لی واقعا معتقدم این تنها شغلی است که حتی دویدن ها و سختی هایش هم شیرین است و باعث هیجان و انرژی در فرد می شود.
یه پی نوشت دیگه:روز با انرژی ترین آدمای روی زمین مبارک