آفتاب های همیشه

گیرم هوای پر زدنم هست، بال کو؟
نویسنده : فرناز نوبری - ساعت ۱۱:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۸/٢۱
 
زمانی که وقت تفریح رو داشتیم حال و حوصله ش نبود،
حالا که حوصله ش هست دیگه وقتش نیست،
وقتایی که هم وقت داری هم حوصله پولش جور نیست
شک نکنید زمان هایی که وقت و حوصله و پول تفریح همزمان با هم جور میشه، پایه ای واسه همراه بودن نداریم!
... و این چرخه ادامه دارد
پ.ن1:تئاتر مکبث "نوشته ویلیام شکسپیر" از آخر آبان ماه در سالن استاد سمندریان ایرانشهر روی سن می رود.
پ.ن2:قیصر امین پور عزیز چقدر ظریف و زیبا احوال این روزهامون رو در قالب شعر درآورده وقتی میگه:
گفتی: غزل بگو! چه بگویم؟ مجال کو؟
شیرین من، برای غزل شور و حال کو؟
پر می زند دلم به هوای غزل، ولی
گیرم هوای پر زدنم هست، بال کو؟

 
 
استاد زیبا کلام در برنامه زنده: آمریکایی که دین ندارد بدبخت است؟
نویسنده : فرناز نوبری - ساعت ۱۱:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۱٧
 

دکتر زیبا کلام :چه استدلالی هست برای حقیقت دین اسلام؟
دکتر پرهیزگار:اینکه تجربه نشان داده است هرکسی دین اسلام را قبول داشته باشد خوشبخت می شود و در زندگیش همواره روی آسایش رو خواهد دید.
زیبا کلام:یعنی کسی که دین نداره روی آرامش رو نمی بینه؟
پرهیزگار:صد در صد خیر.انسان فقط با شناخت اسلام میتواند راه های رسیدن به خوشبختی را پیدا کند
زیبا کلام:یعنی همه آمریکایی ها بدبختن با این حساب؟
پرهیزگار:اممممم.البته.قران میفرماید...(و وسط بحث فارسی دو آیه رو به زبان عربی خوند و ترجمه هم نکرد!)
زیبا کلام:آمریکایی ها دین اسلام رو قبول ندارن،می خوام بدونم همه شون بدبخت و بیچاره اند و رنگ آرامش رو نمیبینن؟
مجری برنامه:خب وقت برنامه مون رو به اتمامه و فلان و بهمان
زیباکلام با صدایی رسا:با وجود اینکه مخالف بعضی سخنان دکتر شریعتی هستم ولی میگه:"اون دینی که دنیات رو نتونه بسازه آخرتت رو هم نخواهد ساخت" و کاملا درسته
مجری با لرزش محسوس تمام اعضا وجوارحش:ما فقط دو دقیقه وقت داریم
پرهیزگار با صدایی لرزان:البته دکتر زیباکلام متوجه منظور من نشدند .من گفتم...
زیباکلام با فریاد:از دین بانکداری درست کردین ؟دینی که نتونه اینجا به دادمون نرسه چطور میتونه جای دیگه بدرد بخور باشه؟
صدای مجری از ته چاه در میاید و زیبا کلام و پرهیزگار با هم مشغول بحث هستند:خب ما فرصت نداریم امیدواریم در شب های آینده بتونیم در خدمت این دو عزیز باشیم.شبتون بخیر و خدانگهدار !!!!
دقیقا تو کدوم شبای آینده در خدمت این دو عزیز میخوای باشی؟من بدونم آخه؟این عزیز (زیبا کلام) رو دیگه با این وضعیت میذارن بیاد تو برنامه زنده؟اصن ببین میذارن دیگه ...استغفرولله
پ.ن1:درگیری به شدت لفظی استاد زیباکلام و پرهیزگار در برنامه زنده تلویزیونی امشب.شبکه چهارم سیمای جمهوری اسلامی ایران!
پ.ن2:به حق، بعضی انسان ها چقدر "صادقانه، زیبایی کلام شان" به دل می نشیند و چه بی نظیر نام و نام خانوادگی شان به شخصیتشان پیوند خورده است...


 
 
خنده های بی دغدغه
نویسنده : فرناز نوبری - ساعت ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۱٤
 

دلم تنگ شده واسه اون خنده هایی که فکّت درد میگیره
 دل درد میگیری
از چشات اشک میاد ولی بازم نمیتونی جلوشو بگیری .
دلم از اون خنده های از ته دل می خواد،فکر کنم اسمش قهقهه بود...
چیزی که چندین ماهه بنا به دلایلی نه دیدم نه از اطرافیانم شنیدم!
دلم یه استاد می خواد که بگه اگه نمی تونید جلوی خنده تون رو بگیرید،برید بیرون
امروز یاد روزایی افتادم که کلاس مون رو  شش بار سر یک درس به بهانه های مختلف تغییر دادیم و استاده هم هی با ما پا میشد می اومد اون یکی کلاس و باز ما می گفتیم اینجا سرده،جامون رو عوض می کردیم و وقتی سر اون یکی کلاس می نشستیم از گرمای زیاد شکایت می کردیم کلاس بعدی رو به بهانه اینکه صندلی هاش لق میزنه و صدا می ده عوض می کردیم با کلاسی که مهتابیش چشمک می زد و تمرکز مون رو ازمون می گرفت و چند دقیقه بعد هم کلاس مقاله نویسی به پایان می رسید!
دلم هوای روزایی رو کرده که استاد حقوق در مطبوعات مانند پاندول ساعت ولی با سرعتی حدودا 5 برابر از اینور به اونور کلاس می رفت و بچه ها از ترس اینکه سر کلاسای بعدی سرگیجه نگیرن سرشون رو میذاشتن رو میز و سعی می کردن کوچکترین نگاهی به استاد نندازن
پ.ن:دل است دیگر،گاهی یاد خاطره های بی ربط و با ربط می افتد،بی خود و بی جهت خودش می گیرد،خودش باز می شود و معلوم نیست خودش از خودش چند چند جلو است؟!
"دل" است دیگر،اگر شعور و منطق داشت که "دل" نمی شد، می شد "عقل" ...